حكيم ميسرى

پيشگفتار 25

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى )

كسى كو زو خورد هم زهر خوردست * كزو بسيار اندوهان و دردست ( 3848 ) و رجوع كنيد به بيت‌هاى ( 3403 ) و ( 3842 ) و ( 4104 ) 4 - آوردن جمع‌هايى نظير « ماهيان » بجاى « ماهها » و « شاهيان » بجاى « شاهان » : بگو زين غرغره كن هر زمانى * به هفته دو و گرنه ماهيانى ( 1439 ) پياز خشك خوردن ماهيانى * برويش بر كلف گيرد نشانى ( 4394 ) به دو مر شاهيان را عزّ و كامست * ببينى ناصر دولتش نامست ( 100 ) و جمع‌هايى نظير ناخنان ، رخان ، كژدمان ، ماران ، مژككان ، چشمكان ، انگشتكان . و گر از ناخنان گردد مقشّر * مرو را دارويى آميز ديگر ( 3340 ) گرش رنگ رخان زردى ندارد * و آب از ديدگانش مىنبارد ( 2591 ) ور آب انگژد جايى بريزند * بجمله كژدمان ز آنجا گريزند ( 3689 ) و گر خردل بكوبى لختكى زان * فروريزى تو در سوراخ ماران ( 3679 ) كسى كش مژككان باشد فزوده * و بينايى ز چشم او ربوده ( 986 ) نه نيز از هم گشايد چشمكانش * سخن را نيز نگشايد زبانش ( 2588 ) كسى كانگشتكانش در زمستان * بخارد سخت وقت بامدادان ( 2952 )